خرید بک لینک
با من از رفتن نگو ، رفتن تباهم می کندغرق اندوه و غم و افسوس و آهم می کند طاقت دوریت از تاب و توانم خارج استوقت رفتن ، اشک در چشم سیاهم می کندبی تو این دنیا برای من جهنم می شوددوزخی از آتش غم ، سد راهم می کندخواستی تا بار آخر ، بوسه بر رویم زنیگفته بودم بوسه ات ، غرق گناهم می کند چشم در چشمان من ، خو

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

اگر شعر مرا خواندی و حالت را دگرگون کردو یا که لیلی قلبت ، به یاد عشق مجنون کرد اگر که ذره ای از درد من ، جسم تو را آزردوجود عاشقت را شعرهایم ، مست و افسون کرداگر در هر قدم ، تنها فقط با خاطرش رفتیو یاد او دلت را چون شقایق ، زار و پرخون کرد اگر یک لحظه با شعرم ، به یاد چشمش افتادینگاه او دو چشمت را

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

در کنار من بمان ، دردم مداوا می شودبا کلید عشق تو ، قفل دلم وا می شود یکشب احوال مرا ، در دفتر شعرم بخوانحال من در شعرهایم ، خوب معنا می شوددلخورم از دست تو ، دیگر نمی خواهی مرا؟!قامتم دارد از این جور و جفا ، تا می شود غرق در افکار تو هستم ، تو اما بی خیالآخر از دست تو ، این دلداده رسوا می شود هر زم

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

جز دفتری از شعر و قلم یار ندارم !با هیچ کسی در دو جهان کار ندارم ! "یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم"دیدم که به جز شکوه ی بسیار ندارم !گفتم "به عزیزان گله کردن هنری نیست"اما چه کنم جرات انکار ندارم ! افتاد دلم بی خبر از دست تو آرامدر سینه به جز یک دل بیمار ندارم !هر بار که دل دادم و برگشتم و دیدمدلداد

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

از غم دوری تو چشم و زبانم شاعر استمی نویسم از تو و اما بیانم قاصر است دل درون سینه با یاد تو غوغا می کندنیستی و خاطراتت در خیالم حاضر استرفتی و با رفتنت بردی دل و جان مرابی تو دنیا پیش چشمم چون سرابی ظاهر است بعد تو دستان من خالی شد از عشق و امیدگرچه عشق واقعی در دوره ی ما نادر است تیر چشمانت شبیخون

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

فصل هجران .... بی تو طی شد فصل هجران و بهاران می رسدگردش ثانیه ها ، هر لحظه آسان می رسدمی کشم هر شب ز چشمت باغی از گلهای یاسبا نگاه سبز تو ، گل در گلستان می رسد باری از داغ غمت ، افکنده بر دوشم فلکدر فراق و دوری ات ، رنج فراوان می رسد کوه صبرم من ولی ، آتشفشانی خفته اماز درون سینه ام ، اندوه پنهان م

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

u200dسخت است دلم تنگ تو باشد...و نگویم
سخت است فقط عشق تو در سینه بجویم

سخت است نباشی و همه عمر بخندم
سخت است که با گریه دل از غصه بشویم

سخت است که در فکر تو باشم و ندانی
با بغض غمت بسته شود راه گلویم

سخت است تحمل بکنم فاصله ها را
هرگز نتوان بی تو ره عشق بپویم

سخت است به هنگام جدایی دم آخر
با اشک دمادم بزنی بوسه به رویم

دل منتظر آمدنت هست شب و روز
ای کاش خودت را برسانی سر کویم

#آنجلا

96/3/15

https://telegram.me/Angella_sher

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

من دلم را به تو دادم به کسی نسپارشخواستم تا بشوی همدم و هم دلدارش چشم تو ساده به من گفت: دلت با من نیست !می سپارم به خدا تا بکند بیمارش ....بی تو رفتم به زیارت که فراموش کنمروی زیبای تو شد بارگه دیدارش .... رفته بودم که دلم با سفر آرام شوددر مسیر سفرم یاد تو شد غمخوارش .... گریه کرده است ز بس چشم من

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

u200d u200d در چشم خود جا کن مرا ،عاشق شو پیدا کن مرابنشین کنار بزم دل ، وانگه تماشا کن مرا ای عشق تو سودای من ، امید فرداهای منبا وعده های عاشقی ، در خواب و رویا کن مراای تو طبیب واپسین ، یک دم به بالینم نشينیا درد من درمان نما ، یا باز حاشا کن مرا امشب بیا در خانه ام ، یکدم شو هم پیمانه امدر مستی چشمان خو

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

دوستت دارم ، تو می دانی که درد من ز چیست !اینکه می گویم: فقط می خواهمت یک حرف نیست ! در تمام لحظه هایم هستی و در خاطرمعاشقت هستم ، مگر عاشق شدن کار بدیست ؟!می پرستم تا ابد دستان پر مهر تو راخسته ام از دوریت ، آغوش تو ماوای کیست ؟! بی تو احوال دلم خوش نیست باور می کنی ؟!گر نباشی ، روز و شب در پیش چشم

برچسب: نویسنده: مهتاب رستمیان تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 1:45

صفحه بندی